94جوش شبانه روزى است و هيچگاه قطع نمىگردد و حاجيان هر زمانيكه به جلوى درهاى گمركِ جدّه مىرسند،مطوفين و يا نمايندگان آنان،همواره در انتظار آنان بوده و پيوسته نداى حاج فلان...و يا حجاج فلان...(منظور نام مطوف را مىبرند) را سر داده و هر حاجى به هنگام ورود نام مطوف خويش را مىداند،او را صدا كرده و به يارى خويش مىطلبد،پس افراد ياد شده به سرعت به يارى او آمده و گذرنامهاش را گرفته و پس از اعلام ورود آن شخص به قسمت ويژۀ گذرنامه،او را به همراه خويش به منزل از پيش تعيين گرديده مىبَرَند.هر حاجى يك يا دو روزى را در آن جا به سر مىبرد و در اين فاصله ميزان دستمزد بر انتقال او تعيين مىشد و مركوبى را از قبيل قاطر و يا شتر براى او مهيا مىكردند؛و در صورتيكه نياز به كجاوه داشتند،آن را براى او خريده و سپس وى را راهى مكه مىنمودند.
هزينۀ هر كجاوه بطور متوسط يك جنيه انگليسى و دستمزد ساربان نيز تا مكه يك جنيه بود.همچنين هزينۀ شترى كه بار را حمل مىكند نيز برابر همين مقدار است ليكن شترهاى كجاوه دار معمولا در اين فصل به دو برابر اين هزينه مىرسيدند.
قبرستان جده و قبر مادرمان حَوّا
در خارج شهر از سوى جنوب،قبرستانى متعلّق به مسيحيان وجود داشت كه بوسيلۀ حصارى بلند اطراف آن پوشيده شده بود و بر دَر آن نگهبانى از اعراب وجود داشت كه اجازۀ ورود بدان را به غير از مسيحيان نمىداد.امّا قبرستان مسلمانان در سمت شرقىِ شهر،به فاصلهاى در حدود يك كيلومتر از درِ شرقىِ آن،كه معروف به«باب مكّه» است واقع شده بود؛اين قبرستان داراى حصارى است كه ورودى آن از غرب اين قبرستان مىباشد و به هنگام موسم حج،گدايانى كوچك و بزرگ از اعراب و غير اعراب بر درِ اين قبرستان مشاهده مىشود؛اگر از اين در به قبرستان وارد شويد،در مقابل خود آرامگاهى دراز و طويلى را كه طولِ آن در حدود يكصد و پنجاه متر و ارتفاع آن يك متر و عرض آن در حدود سه متر است،مشاهده مىكنيد.گفته مىشود كه:اين قبر،آرامگاه مادرمان حَوّا مىباشد.اين قبر بيشتر شبيه قناتى بسته شده است كه از سمت جنوبى آن