82گرامى،«شيخ محمد شاكر»،نماينده بزرگ الأزهرِ شريف،«سيد محمد ببلاوى»از علماى الأزهر و نماينده كتابخانه خديوى مصرى و«شيخ محمد عاشور»مفتى اوقاف خصوصى و افراد ديگرى كه از افسران گارد خديوى بودند،مىتوان نام برد.روز شنبه 26 ذى القعده برابر با9 دسامبر سال 1909 ميلادى تشريفات ويژه خداحافظى انجام گرديد و بدين مناسبت سرتاسر كاخ عابدين مملو از اصناف و گروههاى مختلف توديع كننده گرديد.
به همين جهت از سرتاسر مملكت،نمايندگان و گروههاى مختلف براى دست بوسى خديو به كاخ آمده بودند،بطوريكه تا آن روز شبيه به آن جمعيت در كاخ ديده نشده بود.
اين مهربانى و شور و هيجان تنها در بين مسلمانان نبود،بلكه انبوه مصريان با اديان مختلف،در اين احساس و شورِ ملى شركت جُسته بودند و نسبت به خواسته قلبى يكى از بزرگترين پادشاهان و امراى اسلامى كه همان انجام وظيفه دينى و-اجتماعى بود، احترام قايل شده بودند و در كنار آن خير و سعادتى عظيم را براى اسلام و تمام مسلمانان و براى مصر و تبارِ مصريان بويژه،آرزو مىكردند.
در 28 ذى القعده سال 1327 هجرى،نامهاى از سوى خديو به رييس اداره دربار خديوى،بدين مضمون صادر گرديد:
«ارادۀ ذات الهى بر انجام خواستۀ ما نسبت به اداى فريضۀ حجّ و زيارتِ تربت پاك نبوى-كه بر صاحبش درود و سلام باد -،محقق گشته،بنابراين براى به انجام رساندن اين خواستۀ عظيم،در اين سال تصميم به سفر گرفتيم و با اعتمادى كه در نظر ما نسبت به شما وجود دارد،تصميم گرفتيم كه ادارۀ امور مملكتى و حكومتى را،به هنگام غيبتِ خود به شما واگذار كنيم تا با درايت و كاردانى كه در شما سراغ داريم،با نيكويى،آن را به انجام رسانيده،به همين مناسبت اين فرمان را صادر كرديم و از درگاه خداوند بارى تعالى موفقيت شما و ساير حضرات دوستانتان در دربار را نسبت به انجام آنچه كه سعادت ملت و موفقيت مملكت در آن است آرزو مىكنيم و ما هم آرزومنديم در آن ديارِ مبارك،بر احوال حجاج مصرى و نيازمنديهاى آنان، توجه كرده،بتوانيم امكانات،آسايش،رفاه و اطمينان خاطر آنان را در آينده فراهم آوريم.