72گوشت آقاى خوراكىها.
عرب در خوراك و لباس باريكبين و مشكل پسند نمىباشد.قوى بر ضعيف قدرت نشان داده و همواره ميان آنها جنگ و درگيرى فراوان به چشم مىخورد.
هيچگاه از حقّ خويش با اينكه در برابرش شخصى ضعيف باشد،گذشت نمىكند.
و در صورتى كه به حقّ خويش نسبت به آن شخص دست نيابد در عرف خود بر «خميس»او يعنى هر شخصى از قبيله او تا پنج پشت ارتباط داشته باشد،قصاص خويش را مىگيرد.در صورتىكه شخصى به قتل دست زند و صاحب خون نتواند قصاص خويش را از آن شخص بگيرد،دست به قتل پدر يا دايى يا عمو يا يكى از فرزندان آنها رازده كه بدين صورت قصاص ساقط مىگردد.برخى از آنان در اين هنگام رضايت به دادن ديه مىكنند كه در نزد آنان هشتصدريال در غلام و هزار ريال در شخص آزاد و ده هزار ريال نسبت به شخص شريف مىباشد.هرگاه شخصى از آنان به قتل برسد،دفن او را متوقّف ساخته تا اينكه قصاص او را بازگيرند.در اين هنگام جسد او را باز كرده و در آخرين رختخوابش او را مىخوابانند با اين تصور كه روح مقتول از كار آنان آرامش يافته است.
يكى ديگر از عادات آنان اين چنين است كه هنگامى كه يكى از افراد آنان به قتل رسيد،خانوادۀ قاتل به سوى خانوادۀ مقتول رفته و قهوه آنان را ننوشيده و از غذاى آنان نمىخورند.در صورتىكه خواستۀ آنان را سؤال كنند،آنان مىگويند كه خواستار به تعويق انداختن مطالبۀ قصاص به مدّت يك ماه يا دو ماه هستند.كه در اين حال غالباً خواستۀ آنان مورد موافقت خانواده مقتول قرار مىگيرد.بدين صورت قاتل در اين مدّت در امنيّت به سربرده تا زمانى كه در هنگام اين مدّت بتوانند با خانوادۀ مقتول بر صلح يا ديه توافق نمايند.در صورتى كه زمان ياد شده بدون توافق بر قصاص بگذرد آنان دست به قصاص از هر راه مىگردند.
هنگامى كه شخصى از آنان متّهم گرديده و آن را انكار نمايد به سوى«مُلَحِّس»روى