422برپا مىسازند.
به همين مناسبت هميشه مردمان مدينه،از بيمارىهاى واگير در امان مىباشند.
در اين گونه موارد همواره يكى از درهاى حرم را مخصوص حاجيان مىگشايند و در نتيجه گروهى از حاجيان كه قصد ورود به حرم را دارند با گروهى ديگر كه قصد خروج از حرم را دارند برخورد مىنمايند.
بنابراين آن چنان فشار و ازدحام در اين قسمت به وجود مىآيد كه گاه افرادى در زير دست و پا هلاك مىگردند؛آن چنان كه در سال 1326 هجرى چنين حادثهاى اتفاق افتاد.بنابراين در چنين مواردى مىبايست بزرگ حرم درى را ويژه ورود حاجيان و در ديگرى را براى خروج آنها اختصاص دهد تا اين كه مردم اين گونه سختىها و مشقتها را تحمل ننمايند.
مدينه داراى آب و هواى پاكيزه و بهداشتى بود كه شايد يكى از علتهاى آرامش مردم آن و لطافت مزاج آنان،به همين جهت باشد و در صورتى كه به اين روحيه ادب، تقوى و حسن معاشرت اضافه گردد-كه غالباً هم داراى چنين صفاتى مىباشند-مىتوان گفت:مردمان اين شهر از نظر اخلاقى از بهترين مردمان سرزمينهاى عرب به شمار مىآيند.
اين مطلب شگفتى ندارد،زيرا آنان در مجاورت رسول اكرم صلى الله عليه و آله زيستهاند و بسيارى از اخلاق و سجاياى كاملۀ آن حضرت،به آنها ارث رسيده است.و نيز در صورتى كه تأمل نمائيم،رسول خدا صلى الله عليه و آله ويژگى خاصى را در مردمان مدينه ملاحظه نمودند كه به سوى شهر آنان هجرت فرمودند،بنابراين قطعاً ويژگىهاى اخلاقى حسنه و نيكو،از قديم در ميان آنان وجود داشته است.كه پس از ظهور اسلام نيز در آن شهر اين روحيه و اخلاق به كمال خود رسيد.تا آنجا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از انجام مأموريت خويش و اظهار دعوت خود و انتشار پرچم دين اسلام در سر تا سر بلاد عرب و ديگر سرزمينها و تقويت پايههاى آن و اطمينان از نفوذ مستحكم آن در ميان قلبها،در«حجة الوداع» فرمودند:«من مرگ را آن زمانى استقبال مىكنم كه در ميان انصار باشم».بنابراين اين مردمان كنونى نيز از نسل همان انصار هستند كه بر سنت پيشينيان خويش گام برمىدارند.