365در ميان قلبهاى زايرين خانهات،از عرب و غير عرب،علاقه و نشاطى قرار دادى تا مردم از هر سو بدين سرزمين روى آورند،سپس از سلاله پاك و مطهر آنان،پيامبر صلى الله عليه و آله امين خود-رسول امى-را براى هدايت آنان فرستادى كه با مهاجرت خود به سوى اين ديار و ترك خانواده و وطن خويش،رسالت تو را به پا دارد و دعوت به سوى تو نمايد و بدو قدرت دادى كه كافران را سركوب نموده و دين پايدار و مستحكم تو را در آن منتشر سازد و دست ظلم و ظالمان را كوتاه نمايد.
سپس صحابه و پيروانش پس از او،راه پيامبرت را ادامه دادند و در كمتر از يك ربع قرن،بر پادشاهى رم،يونان و ايران مسلط گرديدند و سرزمين هند،افريقا و صحراهاى سرزمين مغرب را تحت فرمان خويش آوردند.اين پيشروى آن چنان ادامه داشت تا اين كه در قرن دوم هجرى از سرزمين چين شرقى تا شهر پواتيه reitioP در نزديكى پاريس در غرب،همگى از سرزمينهاى پهناور اسلامى به شمار مىآمد و در پايان حكومت اسلامى آن چنان قدرتى به وجود آوردند كه سرزمينهاى پادشاهى روميان،يونانيان، ايرانيان،مصريها،آشورىها،بابليان،فنيقىها،قرطاجيان،بربرها،فرنگيان و جز اينها، همگى به عنوان سرزمين پهناور اسلامى به شمار مىآمد و با مديريت و نبوغ اجتماعى صحيح زمامداران آن در حدود هفتصد سال،همانند نورى فروزان شعله ور بود.
اين نظام با پشتوانۀ اخلاق اجتماعى قوى-تا آنجا كه دشمنان نيز بدان اقرار كردهاند-و قدرت مذهبى،آن چنان آثارى از خود به جاى گذاشت كه تا كنون و پس از گذشت سالها،اين آثار هنوز در برخى از سرزمينهاى ياد شده باقى مانده و جاى بسى تعجب و شگفتى در ميان افراد دارد!
واقعاً عجيب است! زيرا چه كسى گمان مىبرد كه از ميان اين صحراى بىآب و علف و خشكزار،آن چنان نورى پديد آيد كه تمامى كاينات و جهان هستى از آن روشن گردد و با دست قدرتمند خود،ظالمان و قدرتمندان در شرق،غرب،شمال و جنوب جهان قرون وسطايى را از ميان بردارد!
چه كسى گمان مىبرد كه از ميان اين سرزمين شنى و از پشت اين كوههاى سرسخت،آن چنان فرهنگى نماكند و جهان را دربرگيرد!