331كه در خور مقام وى بود قرار داد و او را در صدر مجلس نشانيد و خود در سمت چپ وى نشست.در اين هنگام رؤساى ديوان خديوى همراه جمع بسيارى از كارمندان ارتش مصر و نيز رجال پادشاهى،بدين سراپرده وارد شدند و به حضور شريف تبريك گفتند؛ در حالى كه خديو يك يك آنان را با نام به شريف معرفى مىنمود.سپس با نوشيدن شربت،آن مجلس به پايان رسيد و هر يك به استراحت گاه خويش مراجعت نمودند.
در اين هنگام در حالى كه دور خديو از سوى رؤسا و بزرگان همراهش احاطه گرديده بود،به سوى خيمۀ جانشين والى به حركت درآمدند.
والى در كمال احترام و تكريم از حضرتش استقبال نمود و پس از خوردن شيرينى و نوشيدن قهوه،خديو به سوى سراپرده خويش مراجعت نمود.
خديو مدتى را به استقبال از هيأتهاى ديدار كننده كه غالباً از سوى شريف و يا برخى از اطرافيان او معرفى مىگرديدند،گذرانيد.
در بعد از ظهر آن روز،شريف همراه سركار جانشين والى،به ديدار از اردوگاه محمل مصرى رفتند و در آنجا آن چنان كه زيبندۀ مقام و شأن آنان بود،در ميان شليك توپها و نواختن سلام شاهنشاهى از آنان،استقبال گرديد.پس از نماز عصر،خديو همراه شريف بر اسبهاى خويش سوار شدند و در كاروانى با شكوه به سوى رمى جمرات به حركت درآمدن و پس از انجام رمى،همگى به جايگاههاى خويش مراجعت نمودند.
آن شب خديو به افتخار شريف و سى نفر از بزرگان قوم او،ضيافتى ترتيب داد.پس از نماز عشا،ميهمانان در حالى كه در پيشاپيش آنان شريف حضور داشت به سراپرده خديو آمدند،وى با كمال احترام و خوشرويى از آنان استقبال نمود.در اين هنگام،مردان تشريفات خديوى،مشغول پذيرايى و خدمت در ميان ميهمانان بودند.پس از صرف شام سفرهها جمع گرديد و همگى ساعتى از زمان را به بحث و گفتگو ميان يكديگر گذرانيدند و در پايان همگى در حالى كه مراتب سپاس و تشكر خود را به حضور خديو تقديم مىداشتند و از درگاه بارى تعالى طول عمر او را طلب مىكردند و خواهان ازدياد امثال او در ميان امرا و پادشاهان مسلمان مىگرديدند مراسم را ترك گفتند.لازم به تذكر است كه