325قاضى مكه و جمع كثيرى از علما و اعيان شهر و سپس رجال سربازان عثمانى و در مقدمۀ آنان جناب ناظم پاشا فرمانده نيروهاى حجاز (\ قومندان) قرار گرفته بود.در سمت راست خديو،پرنس كمال الدين پاشا،سپس حضرات آقايان شفيق پاشا،عزت پاشا و خيرى پاشا،سپس كارمندان همراه خديو و خدمتگزاران نيروى محمل شريف مصرى قرار گرفته بودند.
در اين هنگام جناب«مكتوبچى ولايت»به ميانۀ سراپرده آمد و شروع به تلاوت فرمان نموده،در حالى كه در دو طرف او دو نفر از مأمورين تشريفات ايستاده بودند.
مكتوبچى فرمان را به زبان تركى قرائت نمود و هنگامى كه به كلمۀ خلعت-فرستاده شده از سوى سلطان«محمد پنجم»به جناب شريف-رسيد،دو نفر از مهمانداران آن را از درون پوشش ابريشمى (\ بقچه) خارج كردند و بر تن شريف پوشاندند،پس از پايان قرائت فرمان نامه،منشى مخصوص شريف به پا خواست و ترجمۀ عربى فرستاده شدۀ آن را در جمع قرائت نمود.اين نامه شامل مطالبى از سوى سلطان (عثمانى) به شريف بود كه در آن اصالت رأى،علو همت در ادارۀ مملكت،حسن درايت،محاسن اخلاقى، سجاياى كريمانه،نيكىها و فضايل والاى اين مقام را به شريف ياد آور گرديده بود و مكه و مدينه را مركز شرافت عظمى قلمداد نموده بود و ضمناً نسبت به هميارى و همكارى با حجاج بيت اللّٰه الحرام و انجام هر كارى كه راحتى و رفاه و سلامتى آنان را به همراه مىآورد و تأمين راهها و آسايش و تسهيل حمل و نقل آن و كوتاه كردن دست اعراب تجاوزگر تأكيد نموده بود.
علاوه بر موارد فوق از سوى شريف در خرج حقوق و تقسيم صدقات در ميان صاحبان آن،با كمال دقت نظر شده بود.همچنين شريف را نسبت به همكارى با مأمورين دولتى اعم از ارتشيان و دولتيان و نظارت بر انجام وظايف آنان تأكيد كرده بود.
هنگام قرائت فرمان،هرگاه نامى از رجال مملكتى آورده مىشد خلعتى ويژه را بر تن آن شخص مىكردند.تا اين كه قرائت فرمان به پايان رسيد؛پس به دستور خديو، شربتها را در ليوانها ريخته و در اختيار جمع حاضر قرار دادند.پس از نوشيدن قهوه، شريف با خديو خداحافظى كرد و مجلس را ترك نمود.