323ياد شده گروهى از سربازان«بيشه»با شتران تيز پاى خود حركت مىكردند كه شكوه خاصى را به اين هيأت داده بودند؛در ميان آنان گروهى بودند كه با دميدن در نىها و گروهى ديگر با خواندن نغمهها و سرودهاى نشاط آور،خوشحالى و سرور را در قلبهاى جمعيت حاضر به وجود مىآوردند.پس از اين گروه،تعدادى از سربازان پاسدار حضور داشتند و سپس جناب خديو و حضرت شريف،در حالى كه همراهان ايشان هم به دنبال آنان بودند،حركت مىكردند.پس از آنان نيز جمعى حركت مىكردند كه با اجراى نغمهها و موسيقىهاى عربى،نشاط و سرور زايد الوصفى را به وجود آورده بودند و سرانجام،بزرگان اشراف و ديگر حاضران در حركت بودند.كاروان با چنين آهنگى به سوى مزدلفه به حركت در آمده بود و پس از مدتى در كمال راحتى و آسايش به مزدلفه رسيديم.
كاروان عليا حضرت مادر خديو و والا حضرت پرنسسها نيز پس از كاروان خديو به حركت درآمد.سربازان پاسدار پياده و سواره،همگى كالسكههاى ايشان را محاصره كردند و در پيشاپيش آنان گروهى از سربازان دولتى و سربازان«بيشه»به همراه گروه موزيك در حركت بودند،سپس محملهاى اطرافيان در حالى كه هزاران مشعل در اطراف كاروان را در برگرفته و پرتو افشانى مىنمود حركت مىكردند.موزيك،نور، خدمتگزاران و هلهلۀ زنان حج گزار هم بر جلال و شكوه اين كاروان مىافزود.
فاصله ميان عرفات تا مزدلفه را در دو ساعت طى نموديم،در حالى كه جناب خديو در مركز انظار مردم از نژادهاى گوناگون قرار داشت.مصريان در اين رهگذر هر چند يك بار با غريو فرياد خويش،عباراتى از دعا و همبستگى با وى را اعلام مىنمودند.
در آنجا جايگاههاى ويژهاى براى خديو و عليا حضرت والده و اطرافيان آنان در نظر گرفته شده بود كه همگى«ليلة النحر»(\ شب نحر) را در صفا و صميميت و خوشى گذرانيدند.
پس از نماز صبح جناب خديو در كاروان خود به سوى منا به حركت درآمد و پس از رمى جمرۀ عقبه،قربانىهاى فراوانى را در حضور او،ذبح كردند آنگاه وى از لباس