296حجر را استلام كرده و مىبوسند.سپس زنان پيش مىآيند و حجر الاسود را مىبوسند.در اين هنگام همسر هر زن،آن چنان صورت زنش را به آن مىكوبد كه اثر آن ضربه همانند خالى كه در ميان حاجيان مسيحى در بيت المقدس مرسوم است باقى مىماند؛زيرا نزد آنان اين خال علامتى براى انجام مناسك حج است.در اين هنگام مرد خطاب به همسر خويش فرياد برمىآورد كه:«حَجَّيْتِ يا حاجَّه»؟ يعنى«حج به جاى آوردى اى حاجيه»؟ و زن در جواب فرياد مىزند:«حَجَّيْتُ حَجَّيْتُ»يعنى آرى حج به جاى آوردم.سپس رو به سوى حجر الاسود كرده و مىگويد:«حَجَّيْتُ،خَبِّرْ رَبّك»يعنى حج انجام دادم به پروردگارت اطلاع ده! سپس سر خود را رو به آسمان بلند كرده و مىگويد:«تقبل أولا تقبل،حجّيت إلّا تقبل غَصْباً تقبل».
يعنى اگر قبول كنى يا نكنى،من حج به جاى آوردم.اگر نخواهى قبول كنى مجبورى كه قبول كنى!!
تمام اين مراسم پيش از وقوف در عرفات انجام مىگردد.حج در نظر اين گروه صرف طواف و استلام حجر الاسود است كه پيش از وقوف در عرفات صورت مىپذيرد؛اين رسم باقى ماندۀ سنت غلط قريش است كه پس از واقعۀ فيل و ظهور اسلام،از ميان برداشته شد.
اخلاق اين گروه از اعراب در حرم شريف،بر خلاف آن چه كه از شدت و خشونت آنان معروف گرديده است،بسيار آرام و با گذشت مىباشد و در صورتى كه به آنان اهانتى گردد،به پاس احترام شديدى كه براى حرم خدا و خانۀ معظم او قايل هستند،جزء با سكوت مطلق،پاسخ نمىدهند.
بدون شك شارع مقدس،وقوف در عرفات را يكى از نشانههاى وحدت وجود در مكانى واحد به شمار آورده و گرد آمدن تمامى مسلمانان از سرزمينهاى مختلف در نژادهاى گوناگون و زبانهاى متفاوت،خود نشان از يگانگى هدف آنان دارد.
آرى عرفات صحنهاى از گردهمايى مسلمانان از نژادهاى گوناگون و زبانهاى متفاوت است كه در آنجا ضمن تاكيد بر يگانگى خالق خود و يكى بودن هدف خويش برادران دينى از احوال يكديگر آگاه مىكردند.