117«رمسيس سوم»،در قرن دوازدهم پيش از ميلاد براى انجام امور بازرگانى بين مصر و سرزمين يمن و هند و بلاد عرب،گشوده شد.و بدين منظور تعداد فراوانى از مردمان اين قسمتها براى تجارت و سكونت به مصر سرازير مىگرديدند.در سال 320 پيش از ميلاد حضرت مسيح يعنى در دوران«بطليموس فيلادلفوس»اين راه از اهميّت عظيمى برخوردار گرديد،بطوريكه«قصير»تنها بندرى بود كه تجارت درياى مديترانه را با اقيانوس هند و بالعكس ارتباط مىداد و به همين منظور«بطليموس فيلادلفوس»چاههاى فراوانى را در اين مسير احداث كرد و در طول راه مكانهايى براى انبار كردن مالالتّجاره ساخت كه در كنار آن قلعههايى براى پاسدارى شبانهروزى از آن،بوجود آورد.همچنين بوسيلۀ او شهر«بيرنيس»ساخته شد كه پس از انهدام آن دهكدۀ«عيذاب»جايگزين آن شهر گرديد و تاكنون نيز در اين سوبندهايى از شهر كهن وجود دارد كه بعضى معتقدند، اين بندها،بازماندههاى شهر«اوفير»بوده كه«سليمان بن داود عليهما السلام»در قرن دهم پيش از ميلاد مسيح،بنى اسرائيل را براى استخراج طلا،از اطراف آن بدان سو گسيل مىداشته است.
در تورات-قسمت صحاح نُهگانه از اخبار پادشاهانِ نخستين-اين مطلب ذكر گرديده است.اين راه همچنان تنها راه عبور حاجيان مصرى-از قرن اول تا سال 645 هجرى-بود،تا اينكه سرانجام در اين سال«شجرةالدّر»به همراه كاروان حاجيان براى اولين بار راه خشكى را-از سوى«عقبه»-اختيار كردند.
در سال 660 هجرى،راه اخير داراى اهميّت بسزايى گرديد بطوريكه مَلِك«ظاهر ببرس بندقدارى»كاروان حاجيان را از آن مسير حركت داد و جامۀ كعبه را به همراه كليدى كه به دستور شريف براى آن مهيا كرده بود،به مكّه ارسال نمود.از آن پس حركت حاجيان از راه«عيذاب»رو به كاهش نهاده ليكن اين راه همچنان بعنوان شاهراه بازرگانى بين شرق و غرب باقى ماند.
بنظر مىرسد كه عيذاب با بالا رفتن اهميت«قصير»كمكم رتبه پيشين خود را از دست مىداد.اهميّت«قصير»بدان جهت بود كه اين دهكده داراى خليجى طبيعى بود و همواره آب آن با در نظر گرفتن تغييرات آب دريا،بدون تغيير باقى مىماند تا اينكه