214
از يك سو حج بهعنوان اصلى از اصول و تعاليم اسلامى و از سوى ديگر بهعنوان مهمترين نماد اجتماعىِ دين اسلام در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مورد توجه حاكم و امّت اسلامى بوده است.
همچنين مهمترين رخداد مسلمين، در حج و در وضعيت زمانىِ نزديك به ماه ذىحجه به وقوع پيوسته است. براى نمونه تعيين حضرت على عليه السلام بهعنوان حاكم و امام المسلمين، در غدير خم، به هنگام بازگشت از سفر حج و در جمع انبوه مسلمانان و يا بهرهبرداى حضرت امام حسين عليه السلام در هنگام سفر حج و برپايى نهضت حسينى كربلا از اين سنخ است.
حال با توجه به پيشينيۀ گرانسنگ حج در عرصه سياسى - اجتماعى، بايد ديد آيا در جهان معاصر همين نقش و كاركرد براى حج، در نظر دول و ملل اسلامى مشاهده مىشود؟ متأسفانه بايد اعتراف كرد كه اين نقش بسيار كمرنگ شده و نقش حج، در جهان اسلام مورد غفلت قرار گرفته است. اين در حالى است كه وحدت جهان اسلام (چه در سطح دولتها و چه در سطح ملتها) مىتواند در حج شكل بگيرد و موجب پيوند منافع و سلايق متفاوت دول و ملل اسلامى شود. حضور نمايندگان رسمى دول اسلامى در حج، حضور پرشوق و انگيزۀ ملل مسلمان، اشتراك در اهداف و رفتار مسلمانان و محوريت كعبه، همگى نويد يك فضاى وحدت آفرين را به جهان اسلام مىدهد. اما همۀ اين اشتراكات، كمتر مورد عنايت دولتمردان، سياستگذاران، متفكّران و امت مسلمان قرار گرفته است.»
دكتر محسن اسلامى در پاسخ به اين پرسش كه: «آيا وضعيت امروز حج مىتواند در راستاى وحدت امّت اسلامى مؤثر واقع شود؟» گفت:
وضعيت كنونىِ حج، با لحاظ تحوّلات عميق جهانى و پيچيده شدن ارتباطات و شرايط جهانىِ بهوجود آمده (جهانى شدن)، كمتر مىتواند فرصت سازندهاى را براى جهان اسلام فراهم سازد. لذا نيازمند حركتى جدّى و اساسى، در تغيير و تحوّل نگرش دول و ملل اسلامى نسبت به حج هستيم. بازگشت به گفتمان صدر اسلام و در سرلوحه قراردادن نگرش پيامبر صلى الله عليه و آله در خصوص حج و آن نقشىكه حج