56
تحليل روايت
اوّلاً: روايت دوم فاقد سند است ونمىتوان با آن استدلال كرد.
و روايت اوّل و سوم با سندى نقل شده كه در آن دو فرد غير امامى است به نامهاى «نوفلى و سكونى».
ثانياً: اين روايات در صورت صحت حاكى از آن است كه در قبر سازى از خاك بيرون نبايد بهره گرفت. در اين صورت مضمون اين احاديث پيوندى با موضوع بحث ما ندارد و آن بناى بر روى قبر كه چيزى بر قبر افزوده نمىشود آن هم براى اين كه زائران قبر در حال زيارت و خواندن قبر آن بزرگواران از سرما و گرما در رفاه و امان باشند و در ساخت و ساز بر روى قبور اولياى الهى، چيزى بر خاك قبر افزوده نمىشود.
ثالثاً: مضمون اين روايات با عمل قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله در تدفين عثمان بن مظعون منافات دارد، زيرا آن حضرت پس از خاكسپارى فرزند مظعون سنگ بزرگى را روى قبر نهاد تا نشانۀ قبر باشد ومسلمانان بتوانند به آسانى آن را شناسايى و زيارت نمايند.
ابن ماجه از انس بن مالك نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قبر عثمان بن مظعون را با سنگ بزرگى علامت گذاشت و «سندى» در حاشيه سنن ابن ماجه مىنويسد:
صخرهاى را بر روى قبر نهاد تا شناسايى شود. 1
سمهودى در وفاء الوفاء مىنويسد: وقتى عثمان بن