75آثار وجودى آنها محافظت كنيم، در سالگرد تولد آنها مجالس جشن برپا كنيم و در سالروز رحلتآنان با تشكيل جلسات و ايراد سخنرانى يادشان را گرامى بداريم.
هر انسان هوشمندى، مطالب فوق را درك كرده و مىپذيرد. بر همين اساس، ملتهاى زنده و با نشاط، براى زيارت آرامگاه رهبران و شخصيتهاى خودكه جان و مالشان را در راه نجات و رهايى ملت خود از چنگال استعمارگران و ستمگران فدا كردهاند، از يكديگر سبقت مىگيرند و براى گراميداشت ياد و نامآنان، مجالس خاصى برپا مىكنند.
با اين وجود، به ذهن كسى خطور نمىكند كه اينگونه اعمال، عبادت وپرستش آنان محسوب مىشود. واقعيت آن است كه احترام و بزرگداشت شخصيتها، فاصلۀ فراوانى با پرستش آنها دارد. انگيزۀ احترام و تعظيم، قدردانى از تلاش و كوشش آنهاست، اما انگيزۀ پرستش، خدا انگارى و ربّ دانستن آنان است.
حال آيا مىتوان در اين زمينه بين شخصيتهاى اسلامى ما، با شخصيتهاى ملل ديگر تفاوتى قايل شد؟ هرگز! توجه و دقت در بحث ماهيت و مقومات عبادت كه بيانگر دو عنصر «خضوع و عقيده» بود، پاسخ اين پرسش را از قبلروشن كرده است.
اكنون كه با آثار انسان ساز زيارت قبور مسلمانان ، و زيارت