58عزلت اللات و العزى جميعاً كذلك يفعل الجلد الصبور
للاعزّى أدين و لا ابنتيها و لا صنم بنى عمر و ازور
«هنگامى كه امور از هم جدا مىشود، آيا خداى يگانه را بپرستم يا هزار خدا را!»
«از لات و عزى همگى دست كشيدم، كه اين چنين انسان نيرومند و بردبار انجام مىدهد».
«نه عزّى را خواهم پرستيد و نه دو دختر او را، ونه بت بنى عمرو را زيارت خواهم كرد».
در جاى ديگر مىگويد:
الى الملك الاعلى الذى ليس فوقه اله و لا ربّ يكون مدايناً 1
«من آن پادشاه والايى را كه هيچ اله و ربّ جزا دهندهاى بالاتر از او نيست، مىپرستم».
اين اشعار و ساير آثار به جاى مانده از دوران جاهليّت، بيانگر اين نكتهاست كه به اعتقاد مشركان، آلهه داراى نيرويى غيبى و ماوارى طبيعى هستند كه ارادۀ آن ها در جهان هستى و سرنوشت انسان تأثير مىگذارد. امور جهان در دستاين آلهه و ربها است و خداوند سبحان، الٰه اين آلهه و ربّ اين ارباب است. اين عقيدۀ مشركين را مىتوان از لابلاى آياتى كه به سرزنش مشركين و بازداشتن