49اعتقاد به تأثير معبود است. خضوع و خشوع انسانهاى موحد در مقابل خداوند متعال، از آنجاست كه خداوند را خالق هستى و مدبر تمام مخلوقات در دنيا و آخرت مىدانند و معتقدند هيچكس جز او، خالق و مدبر جهان نيست و مصالح و سرنوشتانسانها در دنيا و آخرت همه در دست اوست. در دنيا، كار خلق، تدبير، زنده كردن، ميراندن، نزول باران، حاصلخيزى و خشكسالى و هر آنچه به طبيعتمربوط مىشود، همه به دست خداوند سبحان است و هيچكس جز او در كار طبيعت و سرنوشت انسان مؤثر نيست.
در آخرت نيز، شفاعت و آمرزش گناهان و ساير امور اخروى در دستاوست.
بنابراين، پرستش انسان موحد خضوع در مقابل خداوندى است كه او را خالق و مدبر هستى و صاحب سرنوشت انسان در دنيا و آخرت مىداند. اما مشركينعصر رسالت و قبل و بعد از آن، با اعتقادى كاملاً مخالف با اعتقاد موحدين، به خضوع و خاكسارى در مقابل معبودهاى خود مىپرداختند.
از برخى از آيات قرآن استفاده مىشود كه اعراب جاهلى در مسئله خالقيت، موحد بوده و خداوند را خالق هستى مىدانستند:
(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ) . 1