215
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ). 1
«سوگند به جان تو، اينها در مستى خود سرگردانند».
در صورتيكه قسم به غير خداوند شرك و قبيح باشد، با آنكه خداوندشرك را به فحشا توصيف نموده است، چگونه ممكن است اين عمل، از خداوند سرزده باشد؟
وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَيْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ ) . 2
«و هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند مىگويند:«پدران خود را بر اين عمليافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است.» بگو!خداوند [هرگز] به كار زشت فرمان نمىدهد. آيا چيزى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟!»
فعل قبيح و ناپسند، از هر كس قبيح است و فرقى بين خالق و مخلوق نيست. بر طبق آيات مذكور، چنانچه قسم به غير خداوند داراى هدفى عقلايىباشد، بى اشكال بوده و جايز است.
غالباً، هدف خداوند از قسم خوردن به موجودات، توجه دادن انسانها به اسرار نهفته در آنها و سعى در كشف اسرار درونى موجودات است. اما هدف ازقسم خوردن انسانها به امور مقدس، علاوه بر اشاره به قداست آنها، ترغيب و تشويق يا ترساندن و برحذر داشتن و يا جلب اعتماد طرف مقابل است.