67همواره تقويت ترسايان كردى و آن طايفه در عهد او قوى حال شدند و هولاكوخان مراعات خاطر او را ، تربيت و اعزاز آن طايفه فرمودى ، تا آن غايت كه در تمامت ممالك ، كليساى محدّث ساختند و بر درِ اردوى دوقوز خاتون همواره كليسا زده و ناقوس زدندى » . 1
هجوم مغولان از سالى آغاز شد كه هنوز مؤيدالدوله ابن علقمى دوران كودكى را مى گذراند ، و اين نبرد برق اسا از شرق اسلامى و ماوراء النهر آغاز شد و از خراسان عبور كرد و به رى رسيد . آنگاه اصفهان و همدان را در نورديد و تا موصل ادامه يافت . همان عاملى كه سبب شكست در ديگر شهرها گرديد ، سقوط بغداد را نيز موجب شد . دشمنان شيعه چشم خود را فقط به سقوط بغداد دوخته و بر آنچه از آغاز جنگ تا سقوط بغداد ( 616- 656 ) روى داده ، ديده فرو مى بندند .
عظمت مصيبت و گرفتارى در طول اين سال ها به پايه اى بود كه ابن اثير در الكامل ، درباره حوادث سال 630 مى نويسد : مصيبت به اندازه اى بزرگ بود كه خامه و زبان از بيان و ترسيم آن ناتوان است ، و هرگز مسلمانى نمى تواند اين حوادث را بشنود يا پاره اى از آن را بخواند ، سپس مى نويسد : من سال ها از نگارش حوادث اين دوره خوددارى كردم و نمى توانستم درباره آنها چيزى بنويسم . اى كاش مادرم مرا نمى زاد يا پيش از اين رويداد مى مردم . . . . 2
3. تدبير خردمندانه وزير علقمى و مخالفت ديگران
تاريخ حمله مغول به ايران نشان مى دهد كه در هر منطقه اى كه مردم با تقديم هدايا مغولان را از كشتار مردم باز مى داشتند ، اين اقدام مؤثر واقع مى شد ، اتفاقاً ابن كثير ، شاگرد ابن تيميه مى نويسد : وزير علقمى به خليفه پيشنهاد كرد مقدارى