128شكى نيست كه خورشيد ، انرژى پخش مى كند; ماه ، نور مى افشاند ، آتش حرارت مى دهد و . . . هر يك از اين علل مادّى در اثرى كه از خود نشان مى دهند ، مؤثرند و نوعى رابطه ميان خورشيد و ماه و آتش و آثار برخاسته از آنها موجود است . مجموع اثر و مؤثر نيز ، مخلوق خدا بوده و اوست كه اين پيوندها را ميان پديده ها ايجاد كرده و به همگى وجود بخشيده است ، به همين دليل ، گاه از باب « سبب سوزى » ، اسباب عادى را از كار مى اندازد; مثلاً آتش را بر حضرت ابراهيم ( عليه السَّلام ) گلستان مى سازد تا نشان دهد كه مسبّب و مؤثر اصلى و حقيقى ، اراده اوست .
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه : هر پديده اى كه در جهان مشاهده مى كنيم در حالى كه نتيجه يك پديده مادى است و فعل آن شمرده مى شود ، فعل خدا نيز مى باشد و اين دو امر ، كوچك ترين منافاتى با يكديگر ندارند ، زيرا خداوند مؤثر « مستقل » و فاعل « خويشكار » و « خودبنياد » است ، در حالى كه پديده هاى مؤثر در جهان ، همگى ذاتاً « غير مستقل » و از حيث وجود و تأثير وابسته به خدايند .
2. مرگ انسان پايان زندگى نيست
آيات قرآن به روشنى گواهى مى دهد كه مرگ ، پايان زندگى نيست ، بلكه دريچه اى است براى يك زندگى نوين ، و انسان با عبور از اين رهگذر به حيات جديد و عالمى كاملاً نو ، گام مى نهد; عالمى كه برتر از جهان ماده و طبيعت است .
گروهى كه مرگ را فناى انسان مى دانند و معتقدند كه با مرگ او همه چيز از بين مى رود و نشانه اى از او جز يك جسد بى روح - كه پس از چند صباحى به خاك و ديگر عناصر تبديل مى شود - باقى نمى ماند ، ناخودآگاه از فلسفه ماديگرى پيروى مى نمايند .
دانشمندان الهى معتقدند كه انسان علاوه بر بدن و سلسله اعصاب و