117نام ديگرى نهاد ، هر چند او در اين آگاهى از وسيله خاصى به نام خواب استفاده كرد ، ولى بهره بردارى از اين وسيله جز براى او و امثال او كه مورد لطف خاص الهى مى باشند ، ميسر نيست و چون آگاهى آنان از سرنوشت افراد ، يك آگاهى اكتسابى است و ذاتى نيست ، قطعاً براى چنين آگاهى وسيله اى لازم است . گاهى اين وسيله الهام در قلب ، و احياناً گزارش فرشته و يا خواب و يا وسائل ديگرى خواهد بود .
يوسف صديق نه تنها در اين مورد از سرنوشت افراد خبر داد ، بلكه در مورد ديگرى از سرنوشت رقت بار مردم مصر و اين كشور زرخيز گزارش داد و از طريق آگاهى از غيب ، اين كشور را از قحطى مرگبار نجات بخشيد .
فرمانرواى مصر در خواب ديد كه هفت گاو لاغر ، هفت گاو چاق را مى خورند و هفت خوشه سبز در كنار هفت خوشه خشكيده قرار دارد ، او از خواب بيدار شد و همه خوابگزاران را براى تعبير خواب خود به يارى طلبيد ، امّا نتيجه نگرفت . سرانجام از علم سرشار و وسيع يوسف صديق استمداد جست . وى خواب ملك را چنين تأويل كرد :
«قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِيلاً مِمّٰا تَأْكُلُونَ».
« هفت سال به طور متوالى كشت مى كنيد هرچه درو كرديد جز مقدار كمى كه مى خوريد در خوشه بگذاريد » .
«ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ سَبْعٌ شِدٰادٌ يَأْكُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِيلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ».
« سپس هفت سال سخت پيش مى آيد ، آنچه را كه در پيش نهاده ايد مگر كمى نگاه مى داريد مصرف مى كنيد » .
«ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ عٰامٌ فِيهِ يُغٰاثُ النّٰاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ». 1