109« كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود ( حقيقت اين كتاب چيست ؟ بايد درباره آن در جايى ديگر گفتگو كرد ) ، چنين گفت : پيش از آنكه تو چشم بر هم بزنى ، آن را در اين مجلس حاضر مى كنم . وقتى تخت را در برابر خود حاضر ديد ، گفت : اين نعمتى است از جانب خدا بر من » .
بايد در مفاد اين آيات دقت كنيم تا ببينيم عامل اين كارهاى خارق العاده ( احضار « تخت بلقيس » از فرسنگ ها فاصله به مجلس سليمان ) چيست ؟ آيا عامل اين كار خارق العاده مستقيماً خدا است ؟ و او است كه اين جهش را در طبيعت انجام مى دهد و « آصف برخيا » و ديگران ، نمايشگرانى هستند كه كوچك ترين تأثيرى در آن كارها ندارند ؟ يا اينكه عامل اين كار - به سان هزاران كار ديگر كه افراد عادى با قدرت الهى انجام مى دهند - خود آنها مى باشند; چيزى كه هست آنان اين قدرت را از قرب الهى به دست آورده و با اراده نافذ خود عامل اين نوع كارهاى خارق العاده مى باشند . ظاهر آيات سه گانه نظر دوم را تأييد مى كند ، زيرا :
اوّلاً ، سليمان از آنان مى خواهد كه اين كار را انجام دهند و آنان را بر اين كار قادر و توانا مى داند .
ثانياً ، شخصى كه گفت : من تخت بلقيس را پيش از آنكه سليمان از جاى خود برخيزد حاضر مى كنم ، خود را با جمله زير توصيف كرد : «وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ» : « من بر اين كار ، قادر و توانايم و به خود اطمينان دارم » .
هرگاه وجود اين شخص و اراده او در اين كار مؤثر نباشد ، ديگر دليلى ندارد كه بگويد : « من بر اين كار قادر و امين هستم » .
ثالثاً ، دومى گفت : من آن را در اندك زمانى ( يك چشم به هم زدن ) مى آورم و اين كار خارق العاده را به خود نسبت داد گفت : « آتيك : مى آورم » .
اگر بنا بود كه قرآن به اين حقيقت تصريح كند كه نفوس اوليا و اراده و