360همچنين ديگر امامان شيعه، اگر چه بر مسند قدرت نبودند، اما از نظر آموزش و تعليم دين و بازدارى جامعه از انحراف، اثر بارزى داشتند.
2 . از نظر مبارزه با ظلم و ستم، هر چند كمتر تظاهر مىكردند، امّا بهطور معقول، مسلمانان را به بى لياقتى حكام اموى و عباسى توجه مىدادند و از همين طريق خوفى در دل حكام انداختند و توانستند از خودكامگى آنان تا حدى بكاهند و اگر امامان شيعه دست روى دست مىگذاشتند و با ظالمان هم دست و هم سو بودند، به شمشير و زهر جفا كشته نمىشدند.
3 . از اين گذشته، اگر دربارۀ خدمات امامان شيعه لب فرو بنديم و هيچ نگوييم، اين حقيقت را نمىتوانيم منكر شويم كه امامت از جانب خدا لطفى است بر جامعه و مىتواند در هر درجه اثر گذار باشد. حال اگر بر اثر مساعد نبودن شرايط ، حاكميت سياسى را به دست نگرفتند، اين تقصير و كوتاهى مردم است، نه گناه قانون و يا امام. عين همين مطلب دربارۀ پيامبران الهى جارى است. بنى اسرائيل پيامبران را از دم تيغ مىگذراندند؛ چنانكه قرآن مىفرمايد: ...وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِيٰاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ... 1و با اين حال خدا فيض نبوت را قطع نكرد و پياپى پيامبران خود را براى آنها فرستاد.
پيامبر و امام حتى با نداشتن حاكميت سياسى، مىتوانند احكام را بيان كنند و حجّت را بر مردم اقامه نمايند و از تحريف جلوگيرى كنند.