268بنابراين، در هيچ يك از صورتها و اشكال حديث، كلمۀ«ما وليهم»وجود ندارد جز در يك شكل.
و امّا مقصود از اين احاديث، انشا است نه اخبار؛ يعنى به مردم مىگويد بايد از اين دوازده خليفه اطاعت كنند كه عزت اسلام و مسلمانان به اين دوازده نفر بستگى دارد. نه اينكه خبر مىدهد دوازده انسان پاك پس از او خلافت خواهند كرد.
بنابراين، نداشتن خلافت ظاهر، دليل بر عدم خلافت آنان كه احاديث «اِثْنٰا عَشَرَ» از آن خبر مىدهد نيست.
ليكن متأسفانه مردم، از دو نفر از اين گروه دوازده نفرى تا حدى پيروى كرده و حكام ظالم به كمك سرسپردگان آنان، اجازه اعمال ولايت به بقيه آنان ندادند.
ما در اينجا مىپرسيم: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به صريح اين روايات مىگويد:
دوازده خليفه، مايۀ عزت مسلمانان خواهند بود. بر طبق نظر شما از حكومت آنان خبر مىدهد، ما فعلاً گفتگويى در مورد چهار خليفۀ نخست نداريم. بايد بگويند كه اين هشت نفر ديگر كه مايۀ عزت و عظمت دين شدند، چه كسانى بودند؟ آيا معاوية بن ابى سفيان يا فرزند او يزيد شرابخوار يا مروان بن حكم مطرود رسول اللّٰه و ملعون به زبان او يا فرزندان چهارگانۀ او؛ مانند عبدالملك و سه برادر او.
تنها يكى از جرايم عبدالملك اين است كه حجاج بن يوسف را بر مردم عراق مسلط كرد و خونهاى ناحق ريخت كه تاريخ از آن ياد كرده است و اين گوياى آن است كه اين حديث در مقام دعوت به پيروى است نه اخبار از وقوع و الاّ صحيح نخواهد بود.