183چنين اتهامى پيراسته است.
شگفت اينجا است، دو تفسيرى كه در پاورقى از آنها ياد مىكند، با صراحت گفتهاند: همسران پيامبران، ممكن است مرتكب گناه شوند ولى هرگز در مسائل زناشويى خيانت نمىكنند و اين را به صورت يك ضابطه كلّى مطرح مىكنند كه شامل حال همسران پيامبر اسلام نيز مىباشد.
آنان اين نظريه را در تفسير آيه 10 سورۀ تحريم، كه دربارۀ همسران نوح و لوط مىفرمايد: «فَخٰانَتٰاهُمٰا» مطرح كردهاند. با اين وصف گردآورندۀ پرسشها، از اين كتاب نقل مىكند كه آنها عايشه را به خيانت متهم كردهاند! خوب است لااقل اندكى تقوا و امانتدارىِ علمى در تبليغ مذهب خود و تخريب چهرۀ ديگران رعايت شود.
در ضمن پيشتر (پرسش 51) گفتيم كه تفسير قمى ارزش علمى ندارد؛ زيرا اين كتاب را فردى مجهول و ناشناخته به علىبن ابراهيم نسبت مىدهد و قسمتى از آن را از زياد بن منذر، معروف به ابىالجارود، كه ضعيف شمرده شده، نقل مىكند. با اين وضع چگونه اين كتاب را سند قرار مىدهد. ديگرانى مانند سيد بحرانى نيز از آن تفسير نقل كردهاند.
البته اين دفاع از عايشه به معناى دفاع از همۀ كارهاى او نيست.
شكى نيست كه شورش مسلحانۀ او بر ضد امام زمان خود؛ يعنى على عليه السلام خلاف شرع آشكار و بر خلاف دستور صريح قرآن است كه به زنان پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: ...وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ... ؛ 1«در خانههاى خود آرام