83جوانى مغرور، بىتجربه و بىدقت بود به حكومت حجاز منصوب كرد. 1 در زمانى كه او والى مدينه بود واقعۀ حرّه اتفاق افتاد. 2
اين عوامل عقدههايى متراكم و فرصتى مناسب براى قيام بود اما احتياج به جرقهاى داشت و آن جرقه زمانى پديد آمد كه مردم راه را بر ابنمينا نمايندۀ تامالاختيار يزيد بستند و از خروج اموال گردآورى شده توسط او جلوگيرى كردند. 3 ابنمينا موضوع را به والى مدينه گزارش داد. او هم در نامهاى يزيد را مطلع كرد و او را بر عليه مردم مدينه برانگيخت. يزيد با خشم گفت: «به خدا سوگند لشكر انبوهى به طرف آنها گسيل خواهم كرد و آنان را زير سم اسبان لگدمال خواهم نمود». 4
مردم مدينه پس از بيعت با عبداللّٰهبن حنظله، والى مدينه را از شهر اخراجكردند. يزيد لشكرى به فرماندهى مسلم بن عقبه به سوى مدينه فرستاد. او به مسلم چنين سفارش كرد: «مردم مدينه را سه بار دعوت كن، اگر اجابت نكردند، در صورتىكه بر آنان پيروز شدى سه روز آنان را قتل عام كن، هر چه در آن شهر باشد براى لشكر مباح