94
بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ»؛ 1 او از يارانش خواست كه عرش عظيم را از من به شام آورند، كارى كه از راههاى خارقالعاده انجام مىپذيرفت و براى اتمام حجت به بلقيس و ترغيب او به ايمان انجام گرفت.
با اين مثال اگر مطلبى پنهان بود، روشن مىشود كه مردم از اوليا مىخواهند كه شفيع آنان به درگاه خدا شوند و اين توانايى را خدا به آنها داده و اين قدرت را او بديشان بخشيده است؛ پس اگر كسى به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: مرا شفا بده يا قرض مرا ادا كن، مقصودش اين است كه براى شفا يافتن من وساطت كن و براى اداى قرضم دعا فرما و در مورد امور من به خداوند روى آور. بنابراين آنها جز آنچه را كه خداوند دراختيار آنها قرار داده از دعا و شفاعت، طلب نمىكنند.
اين همان معنايى است كه ما در مورد قائلين اين كلمات قائل هستيم و معتقديم كه اسناد در كلام اين افراد مجاز عقلى است و سخن گفتن به اين شيوه ايرادى ندارد همانگونه كه خداوند سبحان مىفرمايد: «سُبْحٰانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوٰاجَ كُلَّهٰا مِمّٰا تُنْبِتُ الْأَرْضُ»؛ 2 و قول پيامبر صلى الله عليه و آله :