247اضافه كردم و گفتم:
در ايران تقيه وجود ندارد با اينكه در برخى از شهرهاى ايران اهل تسنن بيش از شيعيان زندگى مىكنند و شيعه در اقليت قرار دارند اما چون خوف و وحشتى وجود ندارد و همه در كنار هم و هر كس طبق مذهب و عقايد مذهبيش عباداتش را انجام مىدهد، همه آزاد هستند و احدى متعرض ديگرى نمىشود لذا هيچگونه تقيهاى مفهوم و معنا ندارد اما اينجا، - مدينه - چنين نيست، شيعه در معرض هتك و توهين است، شيعيان را متهم به شرك و كفر مىكنند، و از انجام عبادات طبق فقه خودشان ممانعت و اشكال تراشى مىكنند.
مثلاً در فقه شيعه سجده بر اين فرشها صحيح نيست، لذا شيعيان مىروند روى سنگها نماز مىخوانند يا سجادۀ حصيرى يا دستمال كاغذى همراه مىآورند و بر آنها سجده مىكنند ولى اهل تسنن اينجا بجاى اينكه تحقيق كنند و دليل اين حكم فقهى را سؤال كنند، توهين مىكنند، سجاده را از زير پاى شيعيان مىكشند و شيعيان براى اينكه نمىخواهند با آنها درگير شوند، نمىخواهند اختلاف بوجود آيد، ناچار مىشوند روى سنگ فرشها جمع و آنجا نماز بخوانند و برخى هم طبق اجازۀ فقها و مراجع در مورد خوف از درگيرى و براى حفظ وحدت و جلوگيرى از اختلاف و تفرقه بر فرشها سجده مىكنند ولى اين عمل بر خلاف ميل باطنى آنها است و مانند عمار ياسر ناچار هستند به عنوان تقيه اينگونه عمل كنند.