201من مشتبه شده بود و از من خواست تا در مدينه هستم، شبها در مسجد النبى صحبت كنم و در موضوعات مختلف مذاكره كنيم، و تا ده شب كه در مدينه بودم شبها مجلس بر قرار مىشد و صحبت كردم و عدّهاى از مذاهب مختلف حاضر مىشدند و در پايان ده شب، آن دانشمند حجازى از آنچه نسبت به شيعه معتقد شده بود بى زارى جست و عذر خواهى كرد و به من قول داد صحبتهاى مرا در روزنامۀ «امالقرى» چاپ و منتشر كند تا براى كسانى كه امر بر ايشان مشتبه شده و عناد ندارند، حق ظاهر شود و قرار شد يك نسخه از روزنامه را نيز براى من بفرستد ولى طبق قرارش عمل نكرد و شايد موقعيت با او مساعدت نكرد و نتوانست آنرا چاپ و منتشر كند. 1
اين جانب و ديگران در مسجد النبى بارها ديدهايم كه برخى از آنها سجاده را از زير پاى نمازگزاران شيعه مىكشند و گاهى آنرا خراب مىكنند و رسماً اهانت و در حد كتك زدن هم اقدام مىكنند و حال اينكه خود را سلفى، يعنى پيرو سلف صالح و پيرو سنت رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم مىدانند امّا آيا سلف صالح و اصحاب رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم با مسلمانان، با مهمانان رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم ، با نمازگزارانى كه رو به قبله و طبق فقه خود در حال نماز هستند و در سجده مىگويند «سبحان ربى الاعلى و بحمده» اين گونه رفتار مىكردند؟ آيا سنت رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم چنين است؟