136رهبرى دينى و سياسى و... معرفى نكند؟
محاسبات اجتماعى مىگويد كه پيامبر صلى الله عليه و آله بايد با معرّفى زعيم و رهبر، از بروز هر نوع اختلاف پس از خود، جلوگيرى نموده و با پديد آوردن يك خطّ دفاعى محكم و استوار، وحدت اسلامى را بيمه سازد. پيشگيرى از هر نوع حوادث بد و ناگوار و اين كه پس از درگذشت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، هر گروهى بگويد: بايد امير از ما باشد، جز با معرّفى و تعيين رهبر، امكانپذير نبود.
اين محاسبات اجتماعى، ما را به صحّت و استوارى نظريّۀ تنصيصى بودن مقام رهبرى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله رهنمون مىكند.
گواهى نصوص رسول خدا صلى الله عليه و آله
براساس اين زمينۀ اجتماعى و جهات ديگر، پيامبر صلى الله عليه و آله از نخستين روزهاى بعثت تا واپسين ايام شريف خويش، مسألۀ جانشينى را مطرح كرده و جانشين خويش را هم در آغاز رسالت خود - در مراسمى كه به مناسبت آشكار ساختن نبوّت براى خويشاوندان خود برقرار نمود - و هم در پايان عمر خود - هنگام بازگشت از حجّة الوداع در «غدير خم» - و در طول زندگانى خويش، معيّن فرموده است كه سه نمونۀ استوار از نصوص ياد شده را در پاسخ سؤال شماره 2، همراه با اسناد و مدارك آنها در كتابهاى دانشمندان و محدثان اسلامى، بيان نموديم.
با در نظر گرفتن شرايط اجتماعى ياد شده در صدر اسلام و با مراجعه به نصوص رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد معرفى و تعيين امير مؤمنان به عنوان جانشين خويش، به روشنى معلوم مىگردد كه مسألۀ «تنصيصى بودن مقام خلافت» مسألهاى ضرورى و اجتنابناپذير است.