134صحّت نظريۀ شيعه گواهى مىدهد.
بررسى سياست خارجى و داخلى اسلام در عصر رسالت، ايجاب مىكرد كه جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله بايد بوسيلۀ خدا از طريق خود پيامبر صلى الله عليه و آله برگزيده شود. زيرا جامعۀ اسلامى، پيوسته از ناحيه يك خطر مثلث (امپراطورى روم، پادشاهى ايران و منافقان) به شكست و نابودى تهديد مىشد. همچنين مصالح امّت ايجاد مىكرد كه پيامبر با تعيين رهبر سياسى، همۀ امّت را در برابر دشمن خارجى، در صف واحدى قرار دهد و زمينۀ نفوذ دشمن و تسلّط او را - كه اختلافات داخلى به آن كمك مىنمايد - از بين ببرد.
اينك توضيح اين مطلب
يك ضلع از اين مثلث خطرناك را، امپراطورى روم تشكيل مىداد. اين قدرت بزرگ، در شمال شبه جزيره استقرار يافته و پيوسته فكر پيامبر را به خود مشغول كرده بود و آن حضرت تا آخرين لحظۀ زندگانى خويش از انديشۀ روم فارغ نگشت.
نخستين برخورد نظامى مسلمانان با ارتش مسيحى روم، در سال هشتم هجرى در سرزمين فلسطين بود. اين برخورد به قتل سه فرمانده به نامهاى «جعفر طيّار»، «زيد بن حارثه» و «عبد اللَّه بن رواحه» و شكست ناگوار ارتش اسلام منتهى گرديد.
عقبنشينى سپاه اسلام در برابر سپاه كفر، مايۀ جرأت ارتش قيصر گرديد و هر لحظه بيم آن مىرفت كه مركز اسلامى مورد تاخت و تاز قرار گيرد.
از اين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله در سال نهم هجرت، با ارتش گران و سنگينى، به سوى كرانههاى شام حركت كرد تا هر نوع برخورد نظامى را شخصاً رهبرى كند. در اين مسافرت سراسر رنج و زحمت، ارتش اسلام توانست حيثيّت