114سپس مىفرمايد:
«فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً». 1
- آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.
اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مىباشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.
آيا مىتوان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى، از چهارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2 - شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانۀ خدا، حجرالاسود را استلام مىنمود و يا مىبوسيد.
بخارى در صحيح خود مىگويد: مردى از عبد اللَّه بن عمر دربارۀ استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت:
«رأيت رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله يستلمه و يقبّله». 2
- پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مىنمود و مىبوسيد.
در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه منادى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمىورزيد.
3 - در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتابهاى تاريخ و سنن، روايات انبوهى در مورد تبرّك جستن صحابۀ پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند لباس، آب وضو، ظرف آب و... به چشم مىخورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدى در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمىماند.