107گردهمايى معين كنند، امّا نه به اين قصد كه شرع چنين دستورى داده است، چنين كارى بدعت نيست، هرچند بايستى حلّيّت و حرمت آن از جهات ديگر مورد بحث و بررسى قرار گيرد.
از اينجا روشن مىشود كه بسيارى از نوآوريهاى بشرى در زمينۀ هنر، ورزش، صنعت و غيره از قلمرو بدعت اصطلاحى بيرون بوده، و آنچه دربارۀ آنها مطرح است مسألۀ حلال و حرام بودن آنها از جهات ديگر است كه خود ملاك و مقياس خاص خويش را دارد.
2 - اساس بدعت در شرع به اين نكته باز مىگردد كه چيزى را به عنوان يك امر شرعى به كار برند، در حالى كه براى مشروعيت آن، اصل يا ضابطهاى در شرع وجود نداشته باشد؛ ولى هرگاه كارى را كه انسان به عنوان يك عمل دينى انجام مىدهد، دليل شرعىيى (به صورت خاص، يا كلّى و عام) بر مشروعيت آن وجود داشته باشد، آن عمل بدعت نخواهد بود. از اين روست كه علامه مجلسى، عالم بزرگ شيعى، مىگويد: «البِدْعَةُ في الشَّرعِ مٰا حَدَثَ بَعْدَ الرَّسُولِ [ بما انّه من الدين] وَ لَمْ يَكُنْ فِيهِ نَصٌ عَلى الخصوصِ وَ لا يَكُونُ داخلاً في بَعْضِ العُمُوماتِ» 1: بدعت در شرع چيزى است كه پس از رسول گرامى حادث شده و دليل شرعى خاص يا عامّى نيز بر جواز آن در كار نباشد.