82هرگونه نص از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهى امامت على عليه السلام را انكار كرده و نصوص مورد پذيرش شيعه را بگونهاى به تأويل مىبرند.
خلاصه آنكه در گفتمان اهل سنت، خليفهى پيامبر و امام مسلمين مترادف است با زمامدار و حاكم جامعهى اسلامى كه امر گزينش او به اختيار مردم واگذار شده و براى او وظايف و مسئوليتهايى در حدّ هر حاكم سياسى ديگر تعيين شده، امرى كه مستلزم برترى مطلق او بر ساير خلق نمىباشد و به اين ترتيب موضوع خلافت و جانشينى پيامبر به يك امر زمينى و بشرى تبديل مىگردد. 1
نصوص امامت
بىگمان مهمترين و حساسترين بخش گفتمان امامت را نصوص امامت در كتاب و سنت تشكيل مىدهد. متكلمان اماميه در طول تاريخ گذشته همواره كوشيدهاند نظريهى خود را با ادلهى متقن و استوار به اثبات رسانند در سوى ديگر هم علماى مكتب خلافت سعى كردهاند با مقاومت بر مواضع خود و القاى شبهات گوناگون ادلهى اماميه را از كارايى و اثر بيندازند. به هر حال هر دو طرف به درستى مىدانند كه حل مسأله تأثير تعيين كنندهاى بر تمامى اختلافهاى نظرى ديگر خواهد گذاشت. زيرا ثبوت نص يا عدم آن به مثابه قاعده و اساسى است كه بنيان انديشهى طرفين بر آن استوار گشته است و ترديد در هر يك از آن دو به تزلزل و سرانجام فروپاشى نظام فكرى يكى از دو طرف منجر خواهدشد. بايد دانست مكتب فكرى اهل سنت كه بر انكار نص ابتنا يافته زحمت آوردن دليل را چندان به دوش نمىكشد بلكه اين مكتب اماميه است كه با ادعاى نص بايد كوشش وافرى را براى اثبات آن متحمل شده و از اين راه مبانى طرف ديگر را به چالش فراخواند و شبهات را از ساحت انديشه و عقيدهى خود بزدايد در اين بحث كوشش بر آن است كه مهمترين نصوص مورد ادعاى اماميه طرح شده و سؤالها با شبههها و ترديدهاى القاشده به دقت مورد نقد و ارزيابى قرارگيرد.