158و حوادث و امور از ديرباز مورد بحث واقع شده و مجموعاً مىتوان گفت: در اينباره هيچ اجماع و ضرورتى حاكم نشدهاست. برخى از دانشمندان شيعه همچون شيخ طوسى و سيد مرتضى علم الهدى اساساً بر اين عقيدهاند كه آگاهى امام به بيش از امور مربوط به شريعت و حلال و حرام الهى ضرورى نمىباشد. 1 البته اين بزرگان در صدد نفى احاطهى غيبى امام نبوده بلكه استدلال آنان بر نفى ضرورت از اين موضوع مبتنى شدهاست. به هر حال به دليل اهميت موضوع سزاوار است تحقيقى در خور حال اين نوشتار ارائه كنيم.
علم امام به امور پنهانى
دربارهى علم امام به امور غيبى و پنهانى بايد بحث را در دو مقام تنقيح كرد، نخست اينكه آيا ثبوتاً امكان متصف شدن برخى از افراد به صفات و كمالات فوق بشرى و برخوردارى از دانش غير عادى و نهانى وجود دارد يا خير؟ و دوم اينكه در صورت امكان پذير بودن اين امر چگونه نسبت به امامان تحقق يافته و گستره ى آن چقدر است؟
در مقام نخست بايد گفت، عقل و نقل اين امكان را تأييد مىكند چرا كه چنين چيزى عقلاًً به هيچ امر محالى نينجاميده و عموم قدرت الهى هم آن را اثبات مى كند و اما نقلاً نخست بايد به قرآن بازگشت. در قرآن كريم دو دسته آيات وجود دارد كه دستهى اول فقط خداوند را آگاه و محيط به غيب مىداند 2 و دسته ى دوم آياتى كه از احاطهى پيامبران و جمعى از بندگان برگزيدهى خدا بر امور غيبى خبر مىدهد. 3 در جمع بين اين دو دسته آيات دو توجيه مىتوان ارائه كرد: