93گروهى وهابى، به ظاهرِ يك حديث چسبيده و از آن، اين چنين برداشت كردهاند كه هر نوع مسجد سازى بر روى قبر اوليا و يا جوار آنان، حرام و ممنوع است، در حالى كه اگر آنان همۀ احاديث را باهم بررسى مىكردند، مىتوانستند به هدف رسول خدا از اين لعن، پى ببرند.
اين گروه از آنجا كه باب اجتهاد را به روى خود بستهاند، در فهم بسيارى از احاديث به خطا مىروند.
روايت زمانى صحيح است كه اسناد آن صحيح و راويانش ثقه و قابل اعتماد باشند، در غير اين صورت قابل استدلال نخواهد بود و چون بحث در اسناد اين احاديث، مايۀ گستردگى سخن و اتلاف وقت است، فقط دربارۀ مضمون آنها سخن مىگوييم:
اينك نظر ما پيرامون عمل يهود و نصارى
آگاهى از هدف روايات، بسته به آن است كه نحوۀ عمل يهود و نصارى در كنار قبور پيامبران را بدانيم؛ زيرا پيامبر گرامى، ما را از عملى كه آنان انجام مىدادند باز مىدارد. اگر حدود كار آنان برايمان روشن شود، محدودۀ حرمت در اسلام نيز مشخص خواهد شد.
قرينههايى در احاديث گذشته هست كه گواهى مىدهند مردم قبور پيامبران خود را قبله خود قرار داده و از توجه به قبلۀ واقعى سرباز مىزدند.
بلكه بالاتر، در كنار قبور پيامبران، به جاى اين كه خدا را بپرستند، پيامبران خود را مىپرستيدند و يا آنان را با خدا در عبادت و پرستش شريك مىساختند.