90عرضه مىكردند، سپس به طرح احاديث مىپرداختند.
دلائل وهابيان بر تحريم بناى مسجد در جوار قبور اوليا
اين گروه براى «تحريم بناى مسجد در جوار قبر صالحان»، به چند حديث استدلال كردهاند كه همه را بررسى مىكنيم.
بخارى در صحيح خود در باب
«يكره من إتخاذ المساجد على القبور» دو حديث زير را نقل مىكند:
1 - «لما مات الحسن بن الحسن بن على رضى الله عنه ضربت امرأته القبة على قبره سنة ثم رفعت فسمعوا صائحا يقول الاهل و جدوا مافقدوا فأجابه الآخر بل يئسوا فانقلبوا.»
«وقتى حسن بن حسن بن على در گذشت همسر او قبهاى (خيمهاى) بر قبر او زد و پس از يك سال برداشت. شنيدند كه شخصى داد مىزد، آيا آنچه را كه گم كرده بودند پيدا كردند، ديگرى پاسخ داد: نه، نااميد شدند و تغيير وضع دادند.»
2 - «لعن الله اليهود و النصارى إتخذوا قبور أنبيائهم مسجدا قالت (عائشة ) و لو لا ذلك لأبرزوا قبره غير أني أخشى أن يتخذ مسجدا» 1
«خداوند يهود و نصارى را از رحمت خود دور كند، قبرهاى پيامبران خود را مسجد اتخاذ كردهاند (عائشه گفت:) اگر بيم اين نبود كه قبر پيامبر مسجد گردد، مسلمانان قبر او را آشكار مىكردند (و دور او حائلى قرار