67اين بود كه قباب و ابنيهاى را كه روى قبرها قرار دارد ويران كند، پس چرا قبههاى موجود در زمان خود را كه بر روى قبور پيامبران الهى بود، ويران نكرد، او كه آن روز حاكم على الاطلاق بر سرزمينهاى اسلامى بود و در برابر ديدگان او سرزمينهاى فلسطين و سوريه و مصر و عراق و ايران و يمن، مملو از اين بناها بود كه بر روى قبور پيامبران قرار داشت؟!
از همۀ اين گفتهها صرفنظر مىكنيم، و فرض مىكنيم كه امام (ع) به «ابى الهَيّاج» دستور داده است تمام قبرهاى بلند را با زمين يكسان كند، ولى حديث هرگز گواه بر اين نيست كه بايد بنا و ساختمانى كه روى قبرها قرار دارد تخريب و نابود شود، زيرا در حديث آمده كه امام فرمود:
«... ولاقبراً مُشرفاً الاّ سَوّيتَه» و نفرمود:
«ولابناءً ولا قبةً الاّ سوّيتهما» در حالى كه سخن ما دربارۀ خود قبر نيست، بلكه بحث ما دربارۀ بناها و ساختمانهايى است كه روى قبر انجام گرفته و مردم در سايۀ اين بنا به تلاوت قرآن و خواندن دعا و گزاردن نماز مشغولند، كجاى اين جمله مىگويد بناهاى اطراف قبور را ويران كنيد و اين آثار را، كه به زائر امكان انجام عبادت و تلاوت قرآن مىدهد و مردم را از گرما و سرما حفظ مىكند، ويران سازيد.
دو احتمال ديگر:
1 - ممكن است اين حديث و امثال آن، ناظر باشد به قبورى از ملل سابق، كه مردم آن دوران قبرهاى صالحان و اوليا را قبله اتخاذ كرده و به سوى آنها و تصويرى كه كنار آنها بود، نماز مىگزاردند و از نماز به قبلۀ واقعى، كه خدا معين كرده بود، سرباز مىزدند. در اين صورت حديث به قبورى كه