220
آنان را نخواهد بخشيد.»
«وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا يٰا مُوسَى ادْعُ لَنٰا رَبَّكَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ » 1
«وقتى عذاب آل فرعون را فرا گرفت، به موسى گفتند: روى عهدى كه با خدا دارى (و وعده داده است كه دعاى تو را مستجاب كند) براى ما دعا كن، اگر (با دعاى خود عذاب را بر طرف كردى به تو ايمان مىآوريم و بنىاسرائيل را همراهت روانه مىكنيم.»
در اينجا گنهكارانى از موسى بن عمران (ع) درخواست دعا مىكنند و به گواهى جملۀ «بِمٰا عَهِدَ عِنْدَكَ » آنان مىدانستند كه خداوند با موسى چنين عهدى دارد.
اگر جملۀ اُدْعُ لَنٰا رَبَّكَ ناظر به اين باشد كه آنان از موسى (ع) مىخواستند كه عذاب را بر طرف كند و در او چنين قدرتى را سراغ داشتند، در اين صورت اين آيه از دلائل قسم سوم (آيا صحيح است از پيامبران امور خارق العادهاى خواسته شود كه به قدرت الهى انجام دهند يا نه)، به شمار مىرود ولى جمله اُدْعُ لَنٰا رَبَّكَ اين احتمال را ضعيف مىسازد؛ زيرا ظاهر اين جمله اين است كه كار موسى «دعا كردن» بود و بس، نه تصرف در جهان ورفع عذاب، بنابر اين، آيه مربوط به همين قسم خواهد بود. آرى در اين آيه تصريح شده است بر اين كه: دعاى حضرت كليم اللّٰه (ع) در حق مشركان مستجاب نمىشود، بلكه آيات ديگرى بر اين گواهى مىدهند.