2133 - از شخص زنده تقاضا كنيم كه بدون اسباب عادى و طبيعى، كارى را صورت دهد؛ مثلاً بدون مداوا، بيمارى را شفا بخشد، گمشدهاى را بازگرداند، و قرض ما را ادا نمايد؛ به عبارت ديگر تقاضا كنيم كه از طريق اعجاز و يا كرامت، بدون تشبّث به اسباب طبيعى و عادى، خواستۀ ما را برآورد.
4 - مسؤول و كسى كه از او درخواست و تقاضا مىكنيم، حىّ و زنده نيست ولى از آنجا كه اعتقاد داريم در سراى ديگر زنده است و رزق و روزى مىخورد، از او مىخواهيم كه در حق ما دعا كند.
5 - از چنين فردى درخواست مىكنيم كه با استفاده از قدرت معنوى، كه خداوند به او داده است، بيمار ما را شفا دهد، گمشدۀ ما را باز گرداند و....
اين دو صورت، بسان صورتهاى دوم و سوم سؤال و تقاضا از حىّ است، چيزى كه هست در صورت دوم و سوم مسؤول و درخواست شونده حىّ و زنده در جهان ماده و طبيعت است و در دو مورد اخير، به ظاهر مرده و در واقع زنده است.
از چنين كسى نمىتوان، درخواست كرد كه در امور مادى از طريق اسباب عادى ما را يارى نمايد؛ زيرا فرض اين است كه وى از اين جهان رخت بربسته و دست او از اسباب عادى كوتاه شده است. بدين ترتيب مجموع اقسام پنج تا است، كه سه صورت مربوط به سؤال از زنده در جهان ماده و دو صورت مربوط به زنده در غير اين جهان مىباشد.
ما حكم درخواست از فرد زنده در جهان ماده را، در اين بخش بيان مىكنيم و بيان حكم استمداد از اولياى خدا را كه در جهان ديگر زندهاند، به بخش بعد موكول مىنماييم.