196«جز خدا، خدايانى را پذيرفتهاند كه مايۀ عزت آنان باشد!»
«أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْرىٰ » 1
«آيا شما گواهى مىدهيد كه با خدا، خدايان ديگرى هم هست؟»
«وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً » 2
«وقتى ابراهيم به پدر خود گفت: آيا خدايانى از بتها اتخاذ مىكنى؟»
با مراجعه به آياتى كه مسألۀ شرك بتپرستان در آنها آمده، اين حقيقت به خوبى روشن مىگردد كه شرك بتپرستان، معلول اين بوده كه به الوهيت معبودهاى خود معتقد بودهاند و آنها را كه مخلوق خدا بودند، خدا گونههايى مىدانستند كه در عين مخلوق بودن، برخى از كارهاى خداى بزرگ به آنان سپرده شده است و براى همين عمل آنها را پرستش مىنمودند.
به خاطر همين اعتقاد به الوهيت و خدايى آنان بود كه هر زمان به خداى يگانه دعوت مىشدند، بر او كفر مىورزيدند و اگر براى او شريكى قرار داده مىشد، به او ايمان مىآوردند، چنان كه اين مضمون در آيۀ ياد شده در زير آمده است:
«ذٰلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذٰا دُعِيَ اللّٰهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلّٰهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ» 3
«اين به خاطر اين است كه هر گاه خداوند به تنهايى خوانده مىشود، به او كفر مىورزيد و اگر بر او شريكى قرار داده شود، ايمان مىآوريد، حكومت از آن خداى بلند مرتبه و بزرگ است.»