175مخالفند، دربارۀ سرگذشت حضرت يعقوب چه مىگويند؟ اگر اين پيامبر بزرگوار، امروز در ميان نجديها و پيروان محمد بن عبدالوهاب زندگى مىكرد، دربارۀ او چگونه به داورى مىنشستند؟
او شب و روز در فراق يوسف مىگريست و از همه كس جستجوى فرزند دلبند خود را مىنمود. در فراق و اندوه جدايى او آنقدر گريست كه بينايى خود را از دست داد. 1بيمارى و فقدان بينايى يعقوب، مايۀ فراموشى يوسف نگرديد، بلكه هر چه وعدۀ وصل نزديكتر مىشد، آتش عشق او به فرزند در دلش شعلهور تر مىگرديد، و لذا از فرسنگها راه، بوى يوسف را استشمام مىكرد. 2 و به جاى اين كه ستاره (يوسف) به دنبال خورشيد (يعقوب) باشد، آفتاب انديشۀ او در بدر به دنبال يوسف بود.
چرا چنين اظهار علاقهاى در حال حيات، صحيح و عين توحيد است ولى پس از مرگ، كه دل انسان، سوز و گداز بيشتر و پيچ و تابى زيادتر پيدا مىكند، جرم و شرك باشد؟!
حال اگر يعقوبهاى زمان ما، در هر سال، در روز وفات يوسفهاى خود دور هم گرد آيند و در ارزشهاى اخلاقى و ملكات نفسانى يوسفها سخن بگويند و بر اثر تأثر، قدرى اشك بريزند، آيا به اين عمل، فرزندان خود را پرستش كردهاند. 3