82خشب واقع شده است.حدس مىزنم همان«بلكثه»باشد.
بلدح و بلادح:
واديى است در مكۀ مكرّمه.
در حديث آمده است:پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش از آنكه بر ايشان وحى نازل شود،در پايين پاى بلدح به زيد بن عمرو بن نفيل برخورد كرد.
بلقاء:
ناحيهاى است در اردن كه شهر عمان در وسط آن قرار گرفته است.
مشهورترين شهرهاى آن عبارتند از:
عمّان،سلط،مأدبا و زرقاء.بلقاء از غرب مشرف بر غور اردن مىباشد.
بلكثه:
در ميان جاهايى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به اقطاع عوسجة بن حرملۀ جهنى داد،از اين محل نام برده شده است.بلكثه در بطن اضم،بين ذو المروه و ذو خشب،در بلاد جهينه از سرزمين ينبع واقع شده است.
بلىّ بن عمرو
:قبيلهاى است قحطانى كه در شمال جهينه(ينبع)تا عقبه(گردنۀ)ايله، واقع در كرانۀ شرقى بحر قلزم(درياى سرخ)زندگى مىكردند.از جملۀ ديار ايشان است:وادى القرى و تبوك.دامنۀ زيستگاه اينان تا شرق اردن و فلسطين (در بئر السبع)امتداد داشت؛از جمله در:
تيماء،جزل،ذات السلاسل،سقيا،غرّان، امج و...(در شمال عربستان سعودى).
بواط:
كوهى است از كوههاى جهينه در ناحيۀ رضوى(ينبع)پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در ماه ربيع الاول سال دوم هجرى براى تعقيب قريش تا«بواط»پيش رفت اما به كاروان قريش دست نيافت و به مدينه بازگشت.
در برخى روايات«ابواط»آمده است.
بواطان:
دو كوهاند كه سرهاى آنها از هم جداست اما تنه و ريشۀ واحدى دارند.
در ميان اين دو كوه،گردنۀ(ثنيّه)اى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه رهسپار غزوۀ ذو العشيره بود،از آنجا عبور كرد.
بوانه:
(به ضمّ باء)،تپهاى است در پشت ينبع،نزديك به ساحل دريا.در حديث آمده است:در زمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله، مردى نذر كرد كه شترى را در بوانه قربانى كند.خدمت پيامبر آمد و عرض كرد:من نذر كردهام كه در بوانه شترى را قربانى كنم.حضرت پرسيد:آيا در آنجا بتى از بتهاى جاهليت هست كه مردم آن را مىپرستند؟عرض كردند:نه.