57
اواره:
جايى است در اطراف«فدك».در هنگام صحبت از«يوم نخله»از ايام جنگ فجار كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به همراه عموهاى خود در آن شركت داشت از اواره ياد شده است.بعضى گفتهاند:اواره همان آب دوين الجريب مىباشد كه متعلق به بنى تميم بوده است.
اوان:
(به فتح همزه)،يا«ذو اوان»،در لغت به معناى هنگام و زمان است...در اخبار غزوۀ تبوك و مسجد ضرار از اين مكان نام برده شده است.
ابن اسحاق گويد:ذو اوان شهرى است كه با مدينه يك ساعت از روز فاصله دارد.اين بدان معناست كه اوان در راه برگشت از تبوك واقع شده است.
اودية المدينه:
(وادىهاى مدينه)،عبارتند از بطحان،قناة و عقيق.
اورال:
اين نام در اين ابيات عباس بن مرداس در جنگ حنين به كار رفته است:
ركضنا الخيل فيهم بين بسّ
إلى الأورال تنحطّ بالنّهاب
بذي كجب رسول اللّه فيهم
كتيبته تعرّض للضراب
اوران:
بكرى مىنويسد:چاهى است معروف در ناحيۀ مدينه.در خبر مربوط به جادو شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله،از اين چاه نام برده شده است.به نامهاى«اروان»و «ذروان»نيز روايت مىشود.
اورشليم:
يكى از نامهاى قدس شريف در فلسطين است.اين كلمه ريشۀ عربى كنعانى دارد و به معناى«خداى سلام» مىباشد؛يعنى خداى صلح در نزد كنعانيان.
اوساط:
سمهودى از اين مكان نام برده و روايت كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اوساط، در خانۀ سعد بن عباده در مدينة النبى براى تشييع جنازهاى حاضر شد.
اوطاس:
وادىاى است در سرزمين هوازن.
در همين جا بود كه اين قبيله و قبيلۀ ثقيف براى جنگ با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز حنين،اردو زدند...بقاياى هوازن پس از شكست به اوطاس گريختند.در همين محل بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غنايم حنين را تقسيم كرد.گفته مىشود:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله زمانى كه حليمۀ سعديه دايگى آن حضرت را به عهده گرفته بود،در اين ناحيه در ميان بنى سعد به سر مىبرد.