386
مشعر الحرام:
در قرآن كريم آمده است:
«فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ » . 1
مشعر الحرام را مزدلفه و«جمع»نيز مىگويند.
مشعط:
اطم يا دژى بوده متعلق به بنى حديله و روايت ديگرى است از «مسعط».در حديث آمده است كه:اگر وبا در چيزى باشد در سايۀ مشعط است.
در حديث ديگرى آمده است:آنچه را از آن باقى مانده،در زير دم مشعط قرار ده.سمهودى محل آن را در غرب مسجد ابىّ بن كعب تعيين كرده است.
مشقّق:
در راه غزوۀ تبوك،از اين مكان نام برده شده است.
ابن اسحاق مىنويسد:در راه آبى است كه از تبوك و شل بيرون مىآيد و يك،دو و سه سواره را سيراب مىكند.
اين آب در وادىاى است كه به آن «وادى مشقق»مىگويند.رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود:«من سبقنا إلى ذلك الوادي فلا يشتقنّ منه شيئا حتّى نأتيه».
مشلّل:
(به ضمّ ميم و فتح شين و تشديد لام اوّل)،گردنهاى است واقع در شمال قديد.
مشيرب:
مصغّر«مشرب»است،به معناى آبخورگاه.يكى از حدود حرم مدينۀ منوره و نام جايى است در ميان كوههاى شمال ذات الجيش كه ميان ذات الجيش و خلائق ضبوعه واقع است.
[مشيرب:
آبى در«بطحاء ازهر»بوده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن آشاميده است و به نقل ياقوت:در مغازى ابن اسحاق «مشترب»آمده است. 2]
مصطلق(بنى مصطلق):
تيرهاى است از قبيلۀ قحطانى خزاعه كه از جملۀ آبها و قناتهاى آنان است:شهده و مريسيع در ناحيۀ قديد.
مصلّى:
مصلاّى عيد مدينه است و گمان مىكنم كه در مكان مسجد غمامه،واقع در عقيق مدينه،بوده است.
[مضجر:
محلّى است در فاصله ميان مأزمين،نزديك منا كه تاكنون به همين اسم معروف است.
علت اين نامگذارى،آن است كه پس از درگذشت كليددار كعبه،ميان