322نزديك بطحان كه مروان بن حكم،فرد گستاخ و لودهاى را(كه قرآن را به تمسخر گرفت)در آن محل به قتل رساند.مسجد بنى امية بن زيد در كبّا است.
كبابه:
(بر وزن فعاله)،بكرى مىنويسد:
قارهاى است در سرزمين ثمود و قاره به معناى كوه سياهرنگ كوچك و تك افتادهاى است شبيه تپه.به قولى هم به معناى زمين داراى ريگهاى سياه است.در حديث از سمره روايت شده كه گفت:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما خبر داد كه بچۀ ناقۀ صالح بالاى تپهاى رفت.شنيدم مردم آنجا را«كبابه»مىنامند.
كباث:
جايى است در جزيرة(العرب)متعلّق به بنى تغلب.در زمان جاهليت در اين محل بازارى برپا مىشد.در نخستين روزهاى خلافت عمر و امارت مثنى بن حارثه بر عراق،اين مكان توسط مسلمانان فتح شد.
كبكب:
كوهى است از هذيل واقع در جنوب شرقى وادى نعمان و شمال غربى وادى عرنه.بلندترين ارتفاع بر سر راه مكه به طائف است و هنگام رفتن از مكه به طائف بايد از كنار آن عبور كرد.
كتيبه:
در لغت به معناى بخشى از ارتش (گردان)است.و آن دژى از دژهاى خيبر بوده كه خداوند آن را به روى مسلمانان گشود.
كثبه:
در حديث مربوط به ماعز(بن مالك) آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«يعمد أحدكم إلى المرأة المغيبة فيخدعها بالكثبة...». 1ياقوت مىنويسد:
«كثبه به معناى اندكى از شير يا جز آن است.نيز كثبه جايى است».ياقوت موقعيت آن را مشخص نكرده،اما گمان مىكنم مقصود حديث همان معناى اول باشد.
الكثيب الأحمر:
در صحيح بخارى دربارۀ وفات حضرت موسى عليه السّلام آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:«اگر در آنجا بودم قبر او(موسى)را كه در كنار راه وزير كثيب احمر(كوه يا تپۀ سرخ)است به شما نشان مىدادم».بنا به نقل ابن حجر،