309
«ق»
قاحه:
در لغت به معناى حياط خانه است.در حديث هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اين محل نام برده شده و آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هر بار با عبور از آن،به مكّه مسافرت مىكرد؛چرا كه در مسير درب الأنبيا (جادۀ پيامبران)(راه حج)كه مدينه را به مكه وصل مىكرده،قرار داشته است.
قاحه واديى است به طول نود كيلومتر و يكى از ريزابههاى آن«فاجّه»مىباشد.
اين وادى از صدر اسلام تا بعد از سال 1370 ه.ق.همواره گذرگاه كاروانهاى حج بوده،اما بعدا راه(راه ماشينرو)از آنجا به سمت بدر و وادى الصفراء تغيير داده شد.در قديم،در وادى قاحه روستاى قاحه،ميان مدينه و جحفه،بوده كه بعدها از بين رفته است.اين روستا قبل از«سقيا»به سمت مدينه قرار داشته است-نقشۀ راهها.
[قادس:
از نامهاى مكۀ مكرّمه است. 1]
قادسيه:
جايى بوده ميان نجف و حيره به سمت شمال غربى كوفه و جنوب كربلا.جنگ معروف قادسيه،به فرماندهى سعد بن ابى وقاص،در همين محلّ رخ داد.
قار(ذو قار)
:قار و قير(هر دو)به معناى قطران يا مادۀ سياهرنگى هستند كه كشتىها را با آنها اندود مىكنند؛يكى ديگر از معانى«قار»درخت مرّ است.
«ذو قار»آبى بوده در نزديكى كوفه كه به بكر بن وائل تعلق داشته است.جنگ