273مىتوانيم بگوييم كه وادى عقيق خوشآبوهواترين منطقۀ مدينه است.در اين باره كافى است حديثى را بياوريم كه بخارى از عمر بن خطاب روايت كرده است.
عمر مىگويد:در وادى عقيق از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد:
ديشب كسى از جانب پروردگارم نزد من آمد و گفت:در اين وادى مبارك نماز بخوان و بگو كه:(نماز خواندن در اين وادى معادل)عمرهاى است كه در موسم حج گزارده شود.از عامر بن سعيد نيز روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سواره به عقيق رفت و سپس برگشت و فرمود:
عايشه!ما از عقيق مىآييم،چه زمين نرم و آب گوارايى دارد!عايشه مىگفت:
عرض كردم:اى پيامبر خدا،آيا به آنجا منتقل نشويم؟فرمود:«چگونه برويم،در حالى كه مردم آنجا خانه ساختهاند؟»
به خاطر خوش آب و هوايى اين وادى بود كه بلال بن حارث از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد آن را به اقطاع وى دهد و حضرت هم تمام آن را به وى بخشيد.
اما در زمان خلافت عمر،عقيق پايينتر از مدينه(عقيق ادنى)را از وى گرفت و عقيق اقصى را كه ذو الحليفه در آنجاست در اختيار او باقى گذاشت.عبد اللّه بن ابى بكر مىگويد:چون عمر به خلافت رسيد،به بلال گفت:اى بلال،تو عقيق را از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله طلبيدى و آن حضرت چيزى را كه از ايشان تقاضا مىكردند، دريغ نمىكرد.اكنون تو از عهدۀ تمام آنچه در اختيار دارى برنمىآيى.بلال گفت:درست است.عمر گفت:پس ببين آن مقدار از عقيق را كه از عهدهاش برمىآيى براى خودت نگهدار و بقيه را به ما بده تا تقسيمش كنيم.بلال نپذيرفت.
عمر گفت:بايد اين كار را بكنى.پس آن مقدار از عقيق را كه بلال توانايى آباد كردنش را نداشت،از او گرفت و ميان مسلمانان تقسيم كرد.
اين وادى،مدينه را از سمت جنوب و غرب و شمال دور مىزند،اما با مدينه فاصلۀ زيادى دارد؛زيرا از جهت جنوب بعد از قبا،در شمال وادى نقيع (كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را براى اسبهاى جهاد قرق كرد)قرار دارد و در آن درختان بزرگ و نيزارهاى انبوه وجود داشت؛به طورى كه فرد سواره در لابهلاى آنها گم مىشد.مبدأ اين وادى