266
عرينه:
دهكدههايى است در نواحى مدينه در راه شام.از معاذ بن جبل نقل شده كه گفت:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا به دهكدههاى عرينه فرستاد...زهرى مىگويد:عمر دربارۀ آيۀ: مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ ...* گفت:روستاهاى عرينه از جمله فدك و...اختصاص به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دارد.
در تاريخ فتوح الشام آمده است:
هنگامى كه ابو بكر،عمرو بن عاص را به شام فرستاد.عمرو عاص از باديهها و قريههاى عربى(منسوب به عرب)كه مىگذشت،مردم آن منطقه را بسيج مىكرد.پيش از اين دربارۀ«قرى عربيه» سخن گفتيم.احتمال دارد همان«قرى عرينه»باشد.امروزه در حجاز جايى به نام«عرينه»معروف نيست.
عزّاف:
نام مكانى است كه عربها ادعا مىكردند در آنجا صداى جنّ مىشنوند.
به نظر مىرسد كه از نواحى مدينه باشد؛ زيرا يكى از نشانههاى مدينه را عزّاف ذكر كردهاند.
عزور:
(به فتح اول و سكون دوم و فتح واو)، گفته شده همان گردنۀ مدنيين به سمت بطحاى مكه و يا همان گردنۀ جحفه است كه راه ميان مكه و مدينه از آن مىگذرد.
بلادى مىنويسد:عزور گردنهاى است كه از طرف مدينه به سمت جحفه فرود مىآيد و امروزه به نام«عزوريّه» معروف است.
عزوزاء:
(به فتح اول)،در سنن ابو داود آمده است:«همراه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از مكه به قصد مدينه بيرون رفتيم و چون به نزديك عزوزاء رسيديم،آن حضرت فرود آمد و دستهايش را به طرف آسمان گرفت و ساعتى به درگاه خدا دعا كرد و سپس به سجده افتاد».
آگاهان مىگويند:عزوزاء شكل تصحيفشدۀ همان عزور است؛زيرا عزور در راه مكه قرار دارد.
بكرى اين كلمه را با الف ممدود آورده و ديگران با الف مقصوره.
عزّى:
در قرآن كريم آمده است: أَ فَرَأَيْتُمُ اللاّٰتَ وَ الْعُزّٰى . 1لات،بت قبيلۀ ثقيف بوده و عزّى درختى بوده كه آن را مىپرستيدند.آنان روى اين درخت اتاقى ساخته و برايش پردهدارانى گماشته