254فتح آن،هر دو،روايت مىشود.در همينجا بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عقبة بن ابى معيط را كشت.در غزوۀ بدر نيز پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از ظبيه عبور كرد.امروزه به نام«طرف الظبيه»معروف است و سه كيلومتر قبل از روحاء،در شمال شرقى آن واقع شده و از روحاء ديده مىشود.
راه(مكه)به مدينه از نزديك ظبيه مىگذرد.
ظريبه:
مصغّر«ظربه»،واحد«ظرب»است و ظرب كه جمع آن«ظراب»مىباشد، به معناى تپۀ كوچك است.عمرو و خالد،فرزندان سعيد بن عاص بن اميّة بن عبد شمس كه مسلمان شده و به حبشه هجرت كرده بودند،پدر آنان سعيد بن عاص در ظريبه،از نواحى طائف مرده بود.برادر آن دو،ابان بن سعيد بن عاص، دربارۀ مالى كه در ظريبه داشت،به دو برادر خود گفت:
ألا ليت ميتا بالظريبة شاهد
لما يفتري في الدين عمرو و خالد
ظفار:
(به فتح اول و كسر راء)،شهرى است در يمن.بخارى در حديث افك از قول عايشه روايت كرده كه گفت:«ناگاه متوجه شدم گردنبندى كه از مهرۀ ظفارى داشتم،پاره شده و افتاده است».
[همچنين«ظفار»شهرى است در يمن كه زيستگاه قبيلۀ حمير بوده و نزديك صفا است. 1
در حديث است كه«جامۀ احرام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پارچههاى عبرى و ظفار بود». 2]
ظفر:
نام جايى است نزديك حوأب در راه بصره به مدينه.بعضى گفتهاند:به ضمّ اول و سكون دوم(ظفر)جايى است ميان مدينه و شام و در همينجا بود كه امّ قرفه فاطمه بنت ربيعة بن بدر كشته شد.اين زن مردم را عليه السلام و پيامبر تحريك مىكرد و مىشوراند.خالد او را به قتل رساند و سرش را براى ابو بكر فرستاد و ابو بكر سر را به دار آويخت.گويند اين نخستين سرى بود كه در اسلام به دار آويخته شد(ياقوت).
ظلاّل:
(به فتح اول و تشديد دوم)،جايى است كه بنا به قولى نزديك ربذه واقع