247
[طعام طعم:
از نامهاى زمزم است. 1]
طفّ:
(به فتح طاء و تشديد فاء)،سرزمينى است از حومۀ كوفه در راه بريّه كه حسين بن على عليهما السّلام در آنجا به شهادت رسيد.
طفيل:
كوه يا چشمهاى است كه همواره در كنار«شامه»از آن ياد مىشود.اين دو نام در ابياتى كه بلال بن رباح به آنها تمثّل جسته،آمدهاند:
و هل أردن يوما مياه مجنة
و هل تبدون لي شامة و طفيل
طلاح:
(به كسر اول)،جايى است از نواحى مكه كه در خبرهاى فتح مكه از آن ياد شده است.شاعر گفته است:
و نحن الأولى سدّت غزال خيولنا
و لفتا سددناه و فجّ طلاح
طلح:
(به فتح اول و دوم)،نام مكانى است.هنگامى كه عمر بن خطاب دستور داد حطيئه را،به علّت آنكه زبرقان را هجو كرده بود،در چاه اندازند،وى براى جلب ترحّم عمر ابياتى سرود كه در يكى از آنها نام«طلح»برده شده است:
ما ذا تقول لأفراخ بذي طلح
حمر الحواصل لا ماء و لا شجر
اين كلمه به صورت«ذى امر»و «ذى مرخ»نيز روايت شده است.
طلوب:
(به فتح اول)،گفته مىشود.«بئر طلوب»يعنى چاهى كه آب آن بسيار پايين است.بلادى مىنويسد:طلوب امروزه به نام«حفاة»معروف است و در صدر وادى قاحه در راه ميان شرف الأثايه و سقيا واقع شده و سى و هشت كيلومتر با سقيا فاصله دارد.
[طواف افاضه:
به طواف واجبى گفته مىشود كه بعد از اعمال منا توسّط حاجى انجام مىشود و به آن طواف حج و طواف زيارت هم گفته مىشود و يكى از اركان حج است. 2
اهل سنت از آن به طواف فرض، طواف ركن و طواف زيارت نام مىبرند. 3]
[طواف تطوّع:
طواف مستحب است و در حديث است:«يستحبّ أن يطوف