230برپا كردهاند(با اين بيانات بدن چاق و گوشتالوى باديه را توصيف كردند)؛ رسول اللّه دريافت كه اين توصيفات،جز از افراد پرمكر و فريب بر نمىآيد؛لذا هيت و ماتع را به«صلصل»تبعيد كرد.در بخارى آمده است كه هيت را به حمى (قرقگاه)تبعيد نمود.شايد مقصود قرقگاه نقيع باشد.
ياقوت مىگويد:صلصل در نواحى مدينه است و هفت ميل با آن فاصله دارد.پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روزى كه از مدينه به سوى مكه-در سال فتح-خارج شد، در اين مكان فرود آمد.
بلادى مىنويسد:صلصل همان زمين سخت برآمدهاى است كه بعد از ذو الحليفه در راه بدر(مكه)و قبل از مفرّحات(ذات الجيش)واقع شده و به نام «صمد الظمأ»نيز خوانده مىشود.
صمّان:
(به فتح اول و تشديد ميم)،در لغت به معناى زمين سخت و سنگلاخ است.
عباس بن مرداس سلمى گويد:
يا بعد منزل من ترجو مودّته
و من اتى دون الصّمان فالحفر
صمان:
زمينى است از مناطق پايين نجد،واقع در بين دهناء و ساحل خليج، كه يكى از مشهورترين زيستگاههاى بهارى در گذشته و حال بوده است و «حفر»همان«حفر الباطن»فعلى است در شمال عربستان سعودى.
صمد:
(به فتح اول و سكون دوم)،پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به قومى از بنى عبس فرمود:«هر جا كه هستيد،از خداوند پروا داشته باشيد؛زيرا كه او هرگز چيزى از اعمال شما را ناديده نمىگيرد،حتى اگر در صمد و جازان باشيد».آن حضرت اين دو جا را مثالى براى دورى مسلمانان از سرزمين هجرت زده است.دربارۀ جازان پيشتر سخن گفتيم.اما«صمد»،به گمان من، تحريفشدۀ«ضمد»(با ضاد)است و ضمد شهرى است در همسايگى شهر جيزان يا جازان،واقع در جنوب عربستان سعودى،كه به نام«حرجة ضمد»خوانده مىشود.
صمغه:
زمينى است نزديك احد در مدينه.
در خبرهاى مربوط به غزوۀ احد آمده است:«چون ابو سفيان در احد فرود آمد، قريش مركبها و ستوران خود را در كشتزارهاى صمغه،كه از قنات مسلمانان